ادامه ترجمه سهنديه... - شهریار اهل قلم

شهریار اهل قلم
ورود شما به شهریار اهل قلم را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

تبلیغات


ادامه ترجمه سهنديه...

شنيدن صدای استاد

 

سلام و عرض ادب خدمت دوستداران استاد.. و اما ادامه ترجمه سهنديه استاد...

 

 

دام در دامنه با بره چرند
چمن و سبزه بمانند پرند
***
بره ها حین چرا گوش به آواز نی چوپانند
که صدای نی او میدانند
***
هاله ها از گل و بس ناله ز نی
ژاله در کاسه هر لاله شده باده و می
***
یاد آرند ز بزم جم و کیخسرو و کی
***
وقت آرایشت از سنبل و از غنچه و گل
قدح لاله پر از مل
قمریان صیحه زنند، بلبلکان نیز بغلغل
رقصد از ساز صبا کاکل گل، یا سنبل
***
تو در آن عرصه به ناز
چون عروسان به نیاز
سبزه ها پیش قد و سرو تو افتد به نماز
***
چون وزد باد در آن برکه و در چشمه
برقصند و بلرزند گل و لاله زند ابر چو خیمه
***
به نسیم و وزش باد... شود بلبلکان شاد
***
لرزد از باد سر و قامت چنگ
بربط و نی بنوا در آهنگ
***
یاد آرند کوراوغلو در جنگ که زند ساز گهی...
گاه زند چنگ .....
***
پنجه باد زند ساز
قمریان نیز به آواز
***
لرزه افکنده به هر شاخه نسیم
همچو مضراب به سیم
***
چنگ افکنده کوراغلو در چنگ
می نوازد چو خوش آهنگ...
***
اردک و غاز در آن خلوت روز
گرم در چشم چرانی خورشید
خیره مانده است به خیل پریان
***
که به استخر و به دریا به شنایند
حوله از بال و پر خویش گشایند
***
غاز با غمزه و با ناز، پریان جمله در آواز
غاز و قو باز نموده است پر و بال
دهد حوله بدانها
تا که هر دیده نامحرم و محرم نفتد بر تن آنها
میرود فصل زمستان... رسد از راه بهاران
***
باد و باران رخت از گرد بشوید
تا که سنگ و گل و خاک بخندد
گرد از روی شقایق بزداید
***
چشم در ره گل نوروز و گل و برف
***
نوجوانان به زمستان هوس صید به سر
در سر کوه وکمر، هوس کبک و کوور
کبک در برف فرو برده چو سر

(کوور: (( بر وزن دو بر)) --- بز نر کوهی // مرجع: مترجم)
 
***
یا در پی دراج و تذروند
قهقه کبک تو را باد ، تو ای کوه سهندم

(درّاج: پرنده ایست شبیه کبک که گوشت لذیذی دارد. مرجع: فرهنگ فارسی عمید)

***
باش تا بهمن و دی رخت به بندد...
برود سوز زمستان ... رسد از راه بهاران
چه مکرم ... چه عزیز
***
در بهاران که شبان
بهر یک گرده نان
دست برد در همیان
که کند نوش بجان
زان همه شیر فراوان
***
قاتقی از شیر بز و میش و ز آغوز لذیذ
نام بگرفته ز تو شاعر و فرزند تو
آنکه الهام بدو دادی و بگرفنی از او نام

(قاتق: ماست            
آغوز: شیر اولیه دامها  مرجع: مترجم)
***

هر چه لذت دهی اش گیری از او صد چندان
بدهد چند برابر همه چیزت یزدان
***
تو که همنام بدوئی....
چه بس آوازه ات افزون شود و نام بلند
با چنان شوکت و شأن
***
گیری از کوه دماوند تو باج
بربائی ز کف شیران تاج
***
او که شهِ قله شعر و ادب است
هم شأن سهند است...
***
او همانند تو از شعر ... بقلاب کمند
آورد زهره و مریخ به بند
***
عنقریب است برد گوی هنر از کف سیمرغ
***
گر برد دست بقرطاس ...
نور باران شود از چرخ فلک طاس

(بقر: گاو)
***

گوئیا عرش ... در و لعل فشاند بر فرش
***
شعر اگر ساز کند ... یا سخن آغاز کند...
در هم آمیخته گردد ... ز گل و پسته  و قند
تو ندانی به چه فن و به چه طرفند
آفرین شاعر ما ... درو باد از تو گزند
***
او چه شاعر؟ که به مصداق سهندش دیدم
مثل تو اوج و بلندی به کمندش دیدم
لیک در عاشقی و عشق به بندش دیدم
***

 

ادامه دارد......

تشکر و عرض احترام برای دوست و هم‌قلم عزيزم .. مهندس نويد مقبولی،اگر خدا بخواهد نوشته ها و مقالات بيشتری از ايشان خواهيم داشت. اگر قبول زحمت بفرمايند/ باقی بقای ياران

امير علوي/ ايمان مستشارنظامي/ نويد مقبولي
پيام هاي ديگران ()