عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار - شهریار اهل قلم

شهریار اهل قلم
ورود شما به شهریار اهل قلم را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

تبلیغات


عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار

 


ادبيات مكتوب جهان در طول حيات چندين سالة خود همواره متأثر از ادبيات شفاهي بوده است. نويسندگان و شاعران بزرگ جهان در آثار جاودانة خود، عناصري از آداب و رسوم، عقايد و باورها، افسانه ها، متل ها و ضرب المثل هاي رايج در ميان مردم را آورده اند. شاعران و نويسندگاني چون «بايرن » و «شكسپير»، انگليسي، « هوگو» و « بودلر » فرانسوي، «گوته » آلماني، «پوشكين » روسي، «دانته » ايتاليايي، «فضولي » و «صابر » آذربايجاني، «تاگور » هندي و صدها سخن پرداز ديگر، از اين درياي بي كران بهره ها برده اند.
فولكلور آذربايجان، بنا به علل مختلف، يكي از غني ترين و پرشاخ و برگ ترين ادبيات شفاهي جهان است. به همين خاطر هيچ شاعر و نويسندة آذري را نمي‍توان پيداكرد كه از كنار اين چشمة الهام بخش بي اعتنا بگذرد. از آنجايي كه استاد شهريار بنا به عللي دوران كودكي و نوجواني خود را در محيط روستا گذرانده و بعد از مهاجرت به تبريز و تهران نيز هميشه در ميان مردم عادي كوچه و بازار بوده است، ادبيات شفاهي رايج در بين توده هاي مردم تأثير شگرفت بر شعر او گذاشته است. استاد شهريار در اشعار فارسي و تركي خود، از افسانه ها، داستانها، باياتي ها، متل ها، امثال و حكم و ديگر عناصر فولكلور آذربايجان با مهارت و ملاحت تمام استفاده كرده است. مقاله حاضر تا حد توان به بررسي عناصر فولكلور در شعر تركي شهريار
مي‍پردازد.

افسانه ها و قصه ها :
استاد شهريار در اشعار تركي خود از افسانه ها و قصه هايي كه در كودكي شنيده، نام مي‍برد و باحسرت و دريغ از دوران كودكي خود و قصه گويي مادر بزرگ ياد مي‍كند، كه ذيلاً به افسانه ها و داستانهايي كه
در ديوان تركي وي آمده است، اشاره مي‍كنيم :

قصه شنگول و منگول :
يكي از قصه هاي شيرين ادبيات آذربايجان، قصه شنگول و منگول است. كمتر آذربايجاني اي را مي‍توان يافت كه اين قصه را نشينده باشد. تأثير اين قصه به حدي فراگيربوده است كه حتي به فرهنگ ديگر ملل نيز رسوخ پيدا كرده است. شهريار در منظومه حيدر بابا با حسرت
و دريغ از اين قصه ياد مي‍كند :
قاري ننه گئجه ناغيل دئيه نده پيران و قصه گويي
شبهاي تار و سرد
كولك قالخيب قاب باجاني دؤينده كولا ك تند، با در و پيكر كند
نبرد
قورد گئچينين شنگولوسون يئيه نده گرگ و شكار شنگل بز، اي دريغ و درد!
من
قاييديب بير ده اوشاق اولايديم خود را به عهد كودكي ام بردن آرزوست
بيرگول آچيب
اوندان سورا سولايديم بار دگر شكفتن و پژمردن آرزوست ۱
«
حيدربابا، بند ۲۰»


داستانهاي حماسي «كوراوغلو » :
«
كور اوغلو » و حماسه آفريني هايش در ياد و خاطرة آذربايجاني زنده بوده و خواهد بود. نام و آوازة كوراوغلو و
پهلوانهاي
رزم آورش زينت ساز عاشق ها، شعر و داستان شاعران و نويسندگان آذربايجان است. استاد شهريار نيز آشناي رزم و مردانگي هاي اين قهرمان ملي بوده و از
آن الهام گرفته است :
حيدربابا گئجه دورنا گئچنده حيدربابا، به شب، چو قطار
كلنگ و قو
كوراوغلونون گؤزو قارا سئچنده اشباح بگذرند و « كوروغلو » به گشت
وپو
قير آتيني مينيب كسيب – بيچينده با اسب «قير » نام كند عرصه زير و رو
من
ده بوردا تئز مطلبه چاتمارام تا لحظه اي كه نيست ز «عيوض» بشارتي
«
عيوض » گليب
چاتمايينجا ياتمارام هر گز به چشم من نرود خواب راحتي
«
حيدربابا،
بند۷۴»

داستان قهرماني «ده لي دومرول »:
كتاب «ده ده قورقود » يكي از
شاهكارهاي حماسي جهان، حماسه ملي آذربايجان، سرگذشت آبا و اجدادي اوغوزان و
مردم آذربايجان است. داستان «ده لي دومرول » يكي از شيرين ترين داستانهاي اين اثر حماسي
است كه بر شعر شهريار
تأثير گذاشته است :
دئينه « دومرول » بورجونو دوشمن
ييخا بيلمز
بگو دشمن تمي‍تواند برج «دومرول » را ويران كند
قارداش نه قدر
يادلاشا، ياددان چيخا بيلمز
برادر هر چقدر هم بيگانه شود، از خاطر نمي‍رود
«
دؤيونمه ـ سؤيونمه، ص ۶۷»

داستان عاطفي «سارا»
يكي از داستانهاي بسيار زيبا و عاطفي رايج در ميان مردم آذربايجان، سرگذشت پر رمز و راز سارا است. امروزه داستان زندگي سارا به عنوان اسطوره اي براي عفت، پاكدامني و عشق پاك و بي آلايش در آمده است. داستان سارا ورد زبان مردم آذربايجان به ويژه زنان اين ديار
است.
تأثير اين داستان در شهريار آن قدر عميق است كه استاد در اشعار فارسي و
تركي خود به كرات به آن مي‍پردازد :
ائل بيرده دئسين «سئل ساراني قاپدي
قاچيرتدي »
مردم بار ديگر بگويند «سيل سارا را برد »
آغلاشدي بولودلاردا بو
داشقين سئليميزدن
ابرها نيز از اين سيل خروشان گريستند
«
دونيا نه يالان
تاپماجادير، ص ۱۳۹»
و نيز:
هر كيمسه يه غمدن بو بير حصه دير هر كس سهمي از
غم دارد
آتان داغي بير داغ كيمي غصه دير داغ پدرت غمي به اندازه كوه است
«
سئل
ساراني آپاردي » تك قصه دير قصه اي است چون قصه سارا وسيل
ائل ياراسي، سئل
ساراسي آنجلا زخم مردم، ساراي سيل، آنجلا
گؤزلرينمن آغي ـ قاراسي آنجلا سياهي و
سپيدي چشمم، آنجلا
«
آنجلا، ص ۱۴۰»

افسانه «ساري اينك » يا «فاطمانين
ناغيلي »:
يكي از شيرين ترين افسانه هاي آذربايجاني است كه بر دل وجان كودكان تأثير مي‍گذارد. افسانه اي زيبا و جالب از دلبستگي دختري يتيم به گاوش، بي مهري ها و بدجنسي هاي نامادري. شهريار شيرين سخن اين افسانه را چنين در خاطره ها زنده
مي‍كند :
گؤردون بالا نئجه تيفاق داغيلي ديدي فرزند، چگونه زندگي از هم
مي‍پاشد
فلك وورار، شراب كوپو جاغيلي فلك مي‍زند و كوزه شراب را
مي‍شكند
بيزده اوللوق «ساري اينك » ناغيلي سرنوشت ما نيز افسانه «گاو زرد »
مي‍شود
فاطمه سي، قونداراسي، آنجلا فاطمه اش، چكمه اش، آنجلا
گؤزلريمين آغي ـ
قاراسي آنجلا سياهي و سپيدي چشمم، آنجلا
«
آنجلا، ص۱۴۲»



داستان
قهرماني «قاچاق نبي »:
«
نبي » ديگر حماسه ساز آذربايجاني است كه همراه همسرش هجر (هاجر )، شيرزني جنگاور و شجاع، خواب را از چشم خوانين و اربابان ستمگر مي‍گيرد و شورش دهقاني عظيمي در دو سوي ارس راه مي‍اندازد. نبي، هجر و قهرماني ها، دردها،
آمال و آرزوهاي آنها دل و جان شهريار را چنين مسخر كرده اند :
دور قفس قاپيسين
بيرآچاق نبي بلند شو در قفس را دمي باز كنيم
بو سينيق قانادلا بير اوچاق نبي با
اين بالهاي شكسته كمي پرواز كنيم
آي قوچاق نبي آي نبي دلاور،
قازامات ايستيدي
ياتا بيلميسن زندان گرم است، خوابت نمي‍گيرد
آنالار بئشيگين ساتا بيمليسن سرزمين
پدري را نمي‍تواني ترك كني
غيرتين قورباني آي قوچاق نبي …. فداي غيرتت آي نبي
دلاور ….
«
قاچاق نبي، ص۲۱۳»
و همچنين :
نبي تك بيزده قيلينج رستمي چوخلار
واريميش
ما رستم هاي شمشير زني چون «نبي » بسيار داشته ايم
سن قلم رستمي سن،
جان سنه قوربان رستم
تو رستم قلم زني، جانم به فدايت رستم

 

 

ادامه دارد .... به نقل از استاد دكتر حميد شهانقي

 


امير علوي/ ايمان مستشارنظامي/ نويد مقبولي
پيام هاي ديگران ()